مترسک
کلاغ روی دست مترسک نشست و غار غار کرد.
مترسک نفس راحتی کشید:بالاخره اومدی!
داستان های عاشقانه‘داستان های غمگین...ما را در سایت داستان های عاشقانه‘داستان های غمگین دنبال میکنید
برچسب: مترسک"عاشقانه"مطالب عاشقانه"غمگین"مطالب غمگین"عشقولانه"مطالب عشقولانه", نویسنده: حسین ناصری بازدید: 633