داستان های عاشقانه‘داستان های غمگین

متن مرتبط با «قیر شب» در سایت داستان های عاشقانه‘داستان های غمگین نوشته شده است

قیر شب

  • نیلوبلاگ

    خدایا خسته ام از دست مخلوقاتت، تورا از یاد برده اند، وتنها شده اند، واین تنهایی را دوست میدارند، من نیز... دیـرگاهی است در ایـن تنــهایی رنگ خاموشی در طرح لب است   خدا یا تو مرا صدا میزنی ولی، دلم را ربودند ،عاشقش کردند، اما عاشق دنیا... بانـــگی از دور مرا میـــخواند، لیک پاهایم در قیر شب است   آدم ها خوش اند در اینجا اما نمیدانند این افسردگی است، نمیدانند دیریست در این دنیا خوشی نیست... نفس آدم ها، سر بسر افســرده است. روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا هر   نشاط...

    ادامه مطلب