
یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند جلوی ویترین یک مغازه می ایستند دختر:وای چه پالتوی زیبایی پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومدهپسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟فروشنده:360 هزار تومان!! ادامه مطلب رو بخون تا اشکت دربیاد ...
ادامه مطلب
من بی تو فکر کردن به تو ، کار شب و روز من شده ، بس که حالم گرفته است چشمانم غرق در اشکهایم شدهدیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ….همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایماین هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت …. ...
ادامه مطلب
خدایا خسته ام از دست مخلوقاتت، تورا از یاد برده اند، وتنها شده اند، واین تنهایی را دوست میدارند، من نیز... دیـرگاهی است در ایـن تنــهایی رنگ خاموشی در طرح لب است خدا یا تو مرا صدا میزنی ولی، دلم را ربودند ،عاشقش کردند، اما عاشق دنیا... بانـــگی از دور مرا میـــخواند، لیک پاهایم در قیر شب است آدم ها خوش اند در اینجا اما نمیدانند این افسردگی است، نمیدانند دیریست در این دنیا خوشی نیست... نفس آدم ها، سر بسر افســرده است. روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا هر نشاط...
ادامه مطلب