داستان های عاشقانه‘داستان های غمگین

متن مرتبط با «حسرت یک نگاه» در سایت داستان های عاشقانه‘داستان های غمگین نوشته شده است

یک فنجان عشق

  • نیلوبلاگ

    این یک فنجان عشق را داغِ داغ می نوشم تا بسوزد دهانی که گفت دوستت دارم تا بگویند ناشی بود در عاشقی تا بگویند زود بود برای عاشق شدن تا کسی به بی وفایی تو پی نبرد سوختن بخاطر تو هنوز لذت دارد این، عشق است ... کاش می فهمیدی!...

    ادامه مطلب
  • یک فال یک جدایی

  • نیلوبلاگ

    یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند جلوی ویترین یک مغازه می ایستند دختر:وای چه پالتوی زیبایی پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومدهپسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟فروشنده:360 هزار تومان!! ادامه مطلب رو بخون تا اشکت دربیاد  ...

    ادامه مطلب
  • حسرت یک نگاه

  • نیلوبلاگ

    وقتی کسی در کنارت هست،خوب نگاهش کن... به تمام جزئیاتش... به لبخند بین حرف هایش... به سبک ادای کلماتش... به شیوه ی راه رفتنش،نشستنش... به چشم هایش خیره شو... دستهایش را به حافظه ات بسپار... گاهی آدم ها انقد سریع میروند،که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند...    ...

    ادامه مطلب